تبليغاتX
انسان دشواری وظیفه است - این نیز بگذرد!
انسان زاده شدن, تجسد وظیفه بود:توان دوست داشتن و دوست داشته شدن توان شنفتن...
دلم برای همه خلوت کردن ها و فکر کردن هام تنگ شده!

دلم برای خزیدن زیر پتوی گرم و چرت زدن هام تنگ شده!

دلم واسه دنیاهای شما و حس کردنشون تنگ شده!

دلم واسه کلمه کلمه نوشته هاتون و چند بار خوندنشون تنگ شده!

واسه بی قراری های ژاندارک-تنهایی های ترانه-روح لطیف احسان...

و همه و همه آدم هایی که گذاشتند تا حس هامون را با هم تقسیم کنیم!

ولی این دنیایی که تازگی باهاش دمخور شدم از جنس دیگه ای هست.

از جنس نوعی وحشی گری! یک جور روان پریشی عمومی!

نوعی سادیسم که داره همه را میخوره!

هر چند چاره ای نیست! این چند سال هم خواهند گذشت.

درد دلی کوتاه بود و شرح غیبتهای طولانی!

رزیدنتی و درس و کشیک!

بیدارخوابی و جواب پس دادن و صبور بودن!

دور بودن از کسی که تنها آرامش تو بوده و هست و ملاقاتهای چند دقیقه ای از لای در اتاق عمل!

این نیز بگذرد . ملالی نیست!

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط ماهان  |